محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
431
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
اسلام بردارند و به مسيحيت گرايند وسيلهاى براى تحقق هواهاى نفسانى و مصالح دنيوى خويش به دست مىآورند ، در اين كار درنگ روانمىدارند . » ابن حزم مىگويد : « مىبينيم كه از مسيحيان استمداد مىكنند و آنان را امكان مىدهند تا حرم مسلمانان و فرزندان و مردان ايشان را اسير كنند و به بلاد خود برند . گاه قطعهاى از خاك خود يا دژى يا شهرى از آن خويش را به طوع و رغبت به ايشان مىسپارند . آنان نيز آثار اسلام را از آن مكان برمىافگنند و آنگاه بانگ ناقوس در آنجا طنين مىاندازد . خداوند همه را لعنت كند و يكى از شمشيرهاى خود را بر سر آنان مسلط گرداند . » « 4 » نمىتوانيم فيلسوفى همانند ابن حزم را با آن بعد نظر و دقت در امور ، متهم به مبالغه كنيم . او خود در آن عصر مىزيسته و همهء حوادث را به چشم خويش ديده و سپس اين احكام تند و كوبنده را صادر كرده است . همچنين در كتاب ديگر خود نقط العروس در پيرامون برخى فضايح زمان خويش سخن گفته است . « 5 » ابن حزم در سال 456 ه / 1064 م وفات كرده است و اين سخنان به هنگامى گفته مىشود كه حكومت ملوك الطوايف در آغاز كارش بوده و هنوز به آن انحطاطى كه بعدها درافتاد سقوط نكرده بود و پيش از آن بود كه امراى طوايف در آستانبوسى پادشاه قشتاله بر يكديگر پيشى گيرند و به دست او به اعماق جهنم خوارى و فرومايگى سرنگون شوند . اگر فيلسوف زنده مىماند و اين مرحله از دنائت ايشان را مىديد بدون ترديد در تعليقات و احكام خود شدت و خشم بيشترى بروز مىداد . 2 در عصر ملوك الطوايف در اندلس ، آنچه جلبنظر مىكند اين است كه حكومتها در عين عدم استقرار و هرجومرج ، داراى ظاهرى آراسته بودند و مردم در برههاى
--> ( 4 ) . سخنان ابن حزم را پلاسيوس در مجلهء الاندلس انتشار داده است . رجوع كنيد به : . 73 . p , ) 4391 , ona ( suladnA - lA ( 5 ) . رجوع كنيد به تعليقات ابن حزم بر برخى فضايح زمان خود در نقط العروس ، ص 74 ، 83 و 89 .